روزهای رنگی زندگی من


+ بی تا

دوست تو نیازهای برآورده توست.

کشت زاری ست که درآن با مهر بذر می کاری و با سپاس از حاصل آن بر میداری.

سفره تو و آتش اجاق توست...

هنگامی که خاموش است دل تو همچنان به دل او گوش می دهد؛

زیرا که در عالم  دوستی همه ی اندیشه ها و انتظارها و خواهش ها بی سخنی به دنیا می آیند و بی آفرینی نصیب دوست می گردند...

زنهار که در دوستی غرضی نباشد مگر ژرفا دادن به روح...

******************************

بیتای نازنین من

چهل سال تمام  یعنی رسیدن به اوج شور و شعور و بالندگی.

تولدت مبارک.

کافیه اینجا بنشینم و برات بنویسم اون وقت کلمه و کلمه ها خواهم نوشت. خدا را شکر به خاطر بودنت، به خاطر داشتنت.

هر اتفاق خوب وخوشایند دوست داشتنی که از خدا بخواهی برایت آرزو می کنم. قلبماچ

 

 

 

نویسنده : آزی ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۳
تگ ها: دوست و تولد
comment نظرات () لینک

+ چهار سال تمام شد

چهارشنبه بود... نم نم باران زمستان... ساعت نه و پنج دقیقه صبح...

درست در چنین روزی بود که من نامیده شدم به کلمه مقدس ِ مادر.

چهار سال می گذرد. باور نمی کنم چطور چهار سال مادر بوده ام؟ خوب بوده ام اصلا؟

 

خدای عزیزم تا آخرین نفسش خودت درپناه مهربانی ِ خداگونه ات محافظش باش.

تولدت مبارک دلبرک من.

نویسنده : آزی ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۳٠
تگ ها: تولد و پسرم
comment نظرات () لینک